يعنى حديث به سان قرآن است ، آن سان كه برخى از آيات قرآن مفسّر و مبيّن آيات ديگرى است و پردهء اجمال و ابهام را از آيات ديگر برمىدارد ؛ در روايات نيز همين گونه است .
با توجه به دو متن حديثى كه با سند صحيح ارائه شد ؛ متن يكى ، متن ديگرى را تفسير مىكند ؛ به اين بيان كه در يك نقل آن مىفرمايد :
من كنت مولاه فإنّ عليّاً مولاه ؛
و در نقل ديگرى مىفرمايد :
من كنت وليّه فهذا وليّه ؛
به عبارت ديگر ، در يك نقل واژه « مَوْلى » و در نقل ديگر واژهء « ولىّ » به كار برده شده است . بنا بر اين اگر كسى در معناى واژهء « مَوْلى » تشكيك نمايد و بگويد : مولى در اين حديث شريف به معناى « ولىّ » يا « اوْلى » نيست ، به طور مسلّم وجود « ولىّ » در نقل دوم ، جايى براى اين تشكيك باقى نمىگذارد .
البتّه در جاى خود ، شاهدهاى بسيارى در نقلهاى مختلف - كه از نظر سندى صحيح هستند - متن حديث غدير وجود دارد كه تمام آنها مفسِّر و مبيّن كلمهء « مَوْلى » هستند . همان گونه كه اشاره شد اينها بر فرض آن است كه ما در فهم معناى كلمهء « مَوْلى » در حديث غدير دچار ترديد و ابهام شده و محتاج به تفسير ، بيان و اقامهء شاهد باشيم كه در اين
نگاهى به حديث غدير (فارسى) — صفحة 29
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٢٩