صورت از اين قرائن به اصطلاح « منفصله » استفاده خواهيم كرد و حال آن كه در خود نقلى كه كلمهء « مَوْلى » موجود است ، قرائن متّصلهء بسيارى است كه جايى براى ابهام اين لفظ باقى نمىگذارد .
نكتهء سوم . مسلم بن حَجّاج قُشَيرى نيشابورى نيز در صحيح خود به نقل حديث شريف غدير پرداخته بىآن كه آن را نقل نمايد ؛ يعنى فقط به نقل ابتداى حديث كه همان مضمون حديث ثقلين است بسنده كرده ، در صورتى كه بنا بر نقل نَسائى پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله فرمود :
كأنّي قد دعيت فاجبت وإنّي تارك فيكم الثقلين ، أحدهما أكبر من الآخر : كتاب اللَّه وعترتي أهل بيتي ، فانظروا كيف تخلّفوني فيهما ، فإنّهما لن يفترقا حتّى يردا علي الحوض ؛
گويا به سوى حقّ تعالى فرا خوانده شدهام ؛ از اين رو دعوت او را اجابت كردم . به راستى كه من در ميان شما دو گوهر گرانبها به جاى مىگذارم ، يكى از آن دو بزرگتر از ديگرى است : قرآن كتاب خدا و عترتم كه اهل بيت من هستند . پس توجّه داشته باشيد كه پس از من با آن دو چگونه رفتارى خواهيد كرد . همانا آن دو هرگز از يكديگر جدا نمىشوند تا اين كه در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند .
نگاهى به حديث غدير (فارسى) — صفحة 30
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٣٠