جاروب كردند ، سپس فرمود :
كأنّي قد دعيت فأجبت وإنّي تارك فيكم الثقلين ، أحدهما أكبر من الآخر : كتاب اللَّه وعترتي أهل بيتي ، فانظروا كيف تخلّفوني فيهما ، فإنّهما لن يفترقا حتّى يردا عليّ الحوض ؛
گويا به سوى حقّ تعالى فرا خوانده شدهام ؛ از اين رو دعوت او را اجابت كردم . به راستى كه من در ميان شما دو گوهر گرانبها به جاى مىگذارم كه يكى از آن دو بزرگتر از ديگرى است : قرآن كتاب خدا و عترتم كه اهل بيت من هستند . پس توجّه داشته باشيد كه پس از من با آن دو چگونه رفتار خواهيد كرد . همانا آن دو هرگز از يكديگر جدا نمىشوند تا اين كه در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند .
سپس فرمود :
إنّ اللَّه مولاي وأنا وليّ كلّ مؤمن ؛
به راستى كه خداوند مولا و سرپرست من است و من ولىّ و سرپرست هر مؤمنى هستم .
آن گاه دست على عليه السلام را گرفت و فرمود :
من كنت وليّه فهذا وليّه . اللهمّ وال من والاه وعاد من عاداه ؛
هر كس من سرپرست او هستم ، پس اين ( على ) سرپرست اوست .
نگاهى به حديث غدير (فارسى) — صفحة 25
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٢٥