اگر بپذيريم كه از حديث منزلت مقام خلافت ثابت مىشود ، جز فتنه و فساد چيزى در آن نخواهد بود ؛ چرا كه در دوران خلافت هارون از موسى جز فتنه ، فساد و ارتداد مؤمنان نبود و در آن زمان بنى اسرائيل گوسالهپرست شدند . همچنين در دوران خلافت على نيز جز فساد ، فتنه و كشتار مسلمانان در جنگ جمل و صفّين اتفاق نيفتاد [ ! ]
به راستى آيا او نمىداند كه گوسالهپرستى بنى اسرائيل در زمان خلافت هارون ، هيچ ارتباطى با جانشينى او ندارد ؟
با فرض اين كلام آيا اين همه كفر ، ظلم و آدمكشى كه در زمان پيامبرى پيامبران رخ مىداده نقصى در نبوّت آنهاست ؟
آيا صحيح است كه مصلحان ، انبيا و خلفاى الهى ، گناهِ متمرّدان ، سركشان و مستكبران را بر دوش كشند ؟
آيا او نمىداند كه بناى خدا بر آزمايش كسانى است كه ادّعاى اسلام و ايمان مىكنند ؟ « تا سيهروى شود هر كه در او غش باشد » .
آن جا كه مىفرمايد :
« أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنّا وَهُمْ لايُفْتَنُونَ » ؟ « 1 »
آيا مردم گمان كردهاند كه تا به زبان گفتند ايمان آورديم رها شده و آزمايش نمىشوند ؟
هامش
( 1 ) . سورهء عنكبوت : آيهء 2 .