تبوك ارزش و قيمتى نداشته و هيچ مقامى را براى او اثبات نمىكند ، و حتى از جانشينى فردى مانند ابن ام مكتوم كمبهاتر است ؛ پس چرا علما و دانشمندان شيعه و سنّى اين همه به اين حديث اهميّت دادهاند ؛ سندها و طرق گوناگونش را در زمانهاى مختلف نقل كرده ، راويان آن را تحقيق كردهاند ، و دلالتها و معانى آن را بررسى كردهاند ؟
اگر اين موضوع بىارزش و از همه جانشينىها پستتر بود ، به گونهاى كه شايسته بررسى نبود ؛ پس چرا تا اين اندازه به اين حديث اهتمام ورزيدهاند ؟
چرا عمر مىگويد : اگر يكى از اين خصوصيّات را داشتم ، از آن چه كه خورشيد بر آن مىتابد براى من بهتر بود ؟
چرا سعد مىگويد : به خدا سوگند ! اگر يكى از اين مقامها را دارا بودم ، براى من از آن چه خورشيد بر آن مىتابد دوست داشتنىتر بود ؟
چرا معاويه به هنگام بيان مقام و فضيلت امير مؤمنان على عليه السلام به اين حديث استشهاد مىكند ؟
و چرا اين همه سعى و تلاش شده كه اين حديث ردّ شود و ابطال گردد ؟
فضل بن روزبهان از افرادى است كه همواره مىخواهد استدلالهاى شيعيان به احاديث پيامبر صلى اللَّه عليه وآله را رد كند . با
نگاهى به حديث منزلت (فارسى) — صفحة 120
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص١٢٠