پاسخ داد : چيز قابل ذكرى نديدم !
پيامبر صلى اللَّه عليه وآله فرمود : تو چيز قابل ذكرى ديدى ! تو خالى روى گونهء او ديدى كه تكتك موهاى تو بر تنت راست شد .
عايشه گفت : اى رسول خدا ! هيچ رازى از شما پنهان نيست . « 1 » عايشه حتّى به صرف توهّم اين كه پيامبر مىخواهد ازدواج كند اين گونه رفتار مىكرد . به عنوان نمونه گويد : روزى عثمان هنگام ظهر نزد پيامبر آمد . من فكر كردم كه او براى گفت و گو دربارهء زنان نزد پيامبر آمده است . از اين رو غيرت و رشك زنانگى مرا وادار كرد كه استراق سمع كنم [ ! ] « 2 » موضعگيرى او در مورد كسانى كه از آنها بدش مىآمد ، سراپا جنگ و ستيز بود . به عنوان نمونه يكى از موضعگيرىهاى او در برابر امير مؤمنان على عليه السلام اين گونه بيان شده است :
روزى مردى در حضور عايشه از على و عمّار رضى اللَّه عنهما بدگويى كرد .
عايشه گفت : من دربارهء على چيزى ندارم كه به تو بگويم ؛ ولى
هامش
( 1 ) . الطبقات الكبرى : 8 / 127 ، كنز العمّال : 12 / 188 ، كتاب فضايل ، باب فضايل پيامبر صلى اللَّه عليه وآله ، حديث 35455 .
( 2 ) . مسند احمد : 7 / 165 ، حديث عايشه ، حديث 24316 .