احمد به دو طريق اين روايت را به نعيم بن ابى هند مىرساند . در يكى از اين دو طريق راويى كه از نعيم روايت را نقل مىكند « شبابة بن سوار » است . رجال شناسان در شرح حال او مىگويند : شبابه به ارجاء معتقد بود و مردم را به سوى آن دعوت مىكرد . به همين جهت احمد بن حنبل او را ترك كرد و با تاختن به وى او را از اعتبار مىانداخت .
ابوحاتم نيز در مورد او اين گونه اظهار نظر كرده است : نمىتوان به حديث او استناد كرد . « 1 » جلال الدّين سيوطى در همان فائدهء مذكور او را آورده است .
ابن حجر نيز در شرح حال او مطالبى را آورده كه بيانگر دشمنى او با اهل بيت پيامبر صلى اللَّه عليه وآله است . « 2 »
نگاهى به شخصيّت عايشه
اكنون پس از مطالبى كه پيرامون راويان اين حديث بيان داشتيم ، لازم است مطالبى را دربارهء شخصيّت عايشه ارائه نماييم .
طبق تحقيقى كه انجام يافته است ، عايشه هر شأن و فضيلتى را براى خود ، پدر و دوستدارانش - از نزديكان و خويشان -
هامش
( 1 ) . تهذيب التهذيب : 4 / 274 ، تاريخ بغداد : 9 / 298 .
( 2 ) . تهذيب التهذيب : 4 / 275 .