همچون : عتى بن ضمره ، حنيف بن منتجب ، دغفل بن حنظله و افرادى مانند آنها تدليس كرده است .
البتّه ابراهيم نيز بين خود و اصحاب عبداللَّه افرادى همچون :
هنى بن نويره ، سهم بن منجاب و خزامهء طائى را داخل مىكند و چه بسا از آنها تدليس مىنمايد . « 1 » از سوى ديگر راويى كه از ابراهيم روايت را نقل كرده است ، همان سليمان بن مهران اعمش است كه وى نيز معروف به تدليس است ؛ « 2 » همان تدليسى كه قبيح و مضرّ به عدالت است .
سيوطى در بيان « تدليس تسويه » مىنويسد : خطيب گويد : اعمش و سُفيان ثورى نيز همانند ابراهيم عمل مىكنند .
علائى در اين زمينه گويد : اين نوع تدليس از فاحشترين و بدترين انواع تدليس است .
عراقى نيز اين گونه اظهار نظر مىكند : اين كار در مورد كسى كه از روى عمد آن را انجام دهد قادح و مضرّ است و باعث تضعيف او مىشود .
شيخ الاسلام نيز در اين باره گويد : بدون ترديد آن عمل نوعى جرح است كه باعث ضعف مىباشد ، و اگر ثورى و اعمش به آن وصف
هامش
( 1 ) . معرفت علوم الحديث : 107 و 108 .
( 2 ) . تقريب التهذيب : 1 / 392 .