يحيى بن مَعين « 1 » و عبدالحقّ دهلوى او را مورد جرح قرار دادهاند .
زُهْرى از مشهورترين كسانى است كه از امير مؤمنان على عليه السلام روىگردان شد ، و از راويان عمر بن سعد ملعون بوده است .
ابن ابى الحديد معتزلى در مورد زُهْرى اين گونه مىنگارد :
او از كسانى بود كه از حضرت على عليه السلام روىگردان شد .
جرير بن عبدالحميد ، از محمّد بن شيبه نقل مىكند كه گويد : در مسجد مدينه حضور داشتم . زُهْرى و عُرْوَة بن زبير نشسته بودند و در مورد على عليه السلام گفت و گو مىكردند و از آن حضرت بدگويى مىنمودند .
آن گفت و گو به گوش على بن حسين عليهما السلام رسيد . حضرت تشريف آورد و بالاى سر آن دو ايستاد و فرمود : امّا تو اى عروه ! پدرم ، داورى دربارهء پدر تو را به خدا واگذار كرد و خداوند به نفع پدرم و عليه پدر تو حكم كرد . و امّا تو اى زُهْرى ! اگر در مكّه بودم ، دَمِ آهنگرى پدرت را به تو نشان مىدادم « 2 » .
هامش
( 1 ) . او از اساتيد بخارى و مسلم و از پيشوايان جرح و تعديل است . همهء علماى اهل سنّتاتّفاق نظر دارند كه او داناترين عالم به حديث صحيح و ناصحيح مىباشد . وى در سال 302 وفات يافت . شرح حال او در تذكرة الحفّاظ : 2 / 429 و كتابهاى ديگر بيان شده است .
( 2 ) . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد : 4 / 102 .