خلافت خواهد رسيد و مطمئن شد كه اگر از دنيا برود مدينه از كسانى كه بخواهند با على عليه السلام در امر امامت به نزاع برخيزند خالى خواهد بود . و على عليه السلام به راحتى و آرامى آن امر را به دست خواهد گرفت و براى او بيعت انجام و تمام خواهد شد ؛ از اين رو اگر يكى از مخالفان بخواهد خلافت را از او بگيرد ، به اين راحتى امكان فسخ آن نخواهد بود .
به اين ترتيب عايشه كسى را در پى ابوبكر فرستاد و به او اعلام كرد كه پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله مىميرد .
ابوبكر از جيش اسامه جدا شد و خود را به مدينه رساند و شد آن چه شد و قضيهء نماز خواندن ابوبكر با مردم نيز اتّفاق افتاد . همان مطالبى كه معروف است .
بنا بر اين حضرت على عليه السلام به عايشه نسبت داد كه او به بلال - آزاد شدهء پدرش - دستور داده كه به ابوبكر بگويد براى مردم نماز بخواند ؛ زيرا رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله - چنانچه روايت شد - كسى را معيّن نكرد و فرمود : « بايد يكى از مردم براى آنها نماز بخواند » .
آن سان كه در خبر وارد شده است ، رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله در حالى كه آخرين لحظات زندگى خويش را مىگذراند و به حضرت على عليه السلام و فضل بن عبّاس تكيه كرده بود ، براى خواندن
چگونگى نماز ابوبكر به جاى رسول خدا (ص) ( فارسى) — صفحة 168
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص١٦٨