آمد ، و از دمِ در ، على عليه السلام و عبّاس آن حضرت را گرفتند و به داخل مسجد بردند . « 1 » امّا روايت خروج پيامبر بين دو زن ، خطايى است كه از ذهبى نيز صادر شده است . « 2 » عينى ( شارح بخارى ) با تعبير « و بعضى از مردم گمان كردند » به جمعى كه نَوَوى برگزيده اشاره كرده و پس از اشكال بر آن مىگويد : بين مسجد و خانهء پيامبر فاصلهاى نبود كه نيازى به نوبتبندى باشد .
آن گاه اشكال را اين گونه پاسخ مىدهد : احتمال دارد كه نوبتبندى به جهت زيادى احترام به پيامبر صلى اللَّه عليه وآله و يا براى تبرّك جستن از دست مباركش باشد . « 3 » از عبارت عينى ( و بعضى از مردم گمان كردند ) ؛ همچنين از اشكال و جواب وى ، احساس مىكنيم كه او توجيه نَوَوى را نپسنديده است . ابن حجر نيز سخن نَوَوى را نپسنديده و همان گونه كه به زودى بيان خواهيم كرد ، ابن حجر سخن نَوَوى را ردّ مىكند ، آن جا كه از معمّر روايت
هامش
( 1 ) . عمدة القارى : 5 / 188 .
( 2 ) . همان : 190 .
( 3 ) . همان : 188 .