عبدالرحمان نيز عموم و ظاهرِ حديث را گرفتهاند .
شايد منظور شيخ على قارى كتابى غير از كتابهاى صحيح بُخارى و صحيح مسلم باشد ! ! و گرنه - آن سان كه پيش از اين بررسى كرديم - حاكم نيشابورى تصريح كرده كه بُخارى و مسلم اين حديث را نقل نكردهاند ! !
آرى ، وضعيّت حديث اقتدا اين گونه است . در كتابهاى اصول مورد اعتماد ذكر شده و به آن استدلال مىگردد و . . . .
در كتاب المختصر آمده است :
مسئله : بر خلاف عقيدهء شيعه ، اجماع فقط با اهل بيت منعقد نمىشود و همچنين طبق نظر بيشتر علما ، اجماع با ائمّهء چهارگانه نيز - بر خلاف نظر احمد - و با ابوبكر و عمر منعقد نمىشود . كسانى كه به انعقاد اجماع نظر مىدهند ، مىگويند كه روايت شده است : « بر شما باد كه بعد از من به سنّت من و سنّت خلفاى راشدين عمل كنيد » . و در روايت ديگر آمده است : « بعد از من به آن دو اقتدا كنيد » .
در پاسخ اين استدلال مىگوييم : اين روايات دلالت بر لزوم پيروى از مقلّد است ، و با روايات ديگرى تعارض دارند . رواياتى همچون : « اصحاب من مانند ستارگان هستند ؛ به هر كدام اقتدا كنيد هدايت مىشويد » ، و روايت « نيمى از دينتان را از اين عايشه بگيريد » ! !
شارح المختصر عضدى در ذيل اين سخن مىگويد :
حديث اقتداء به شيخين در ترازوى نقد (فارسى) — صفحة 89
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٨٩