چنان ظاهر و از پليدى آشكار بود كه بر هيچ كس مخفى نماند و نزديك بود كه زمينها و شنزارها بر آن گواهى دهند و آن چه در زمين و آسمانها بود ، بر آن جنايت گريه كرد . كوهها از آن ظلم ، آهى اندوهناك كشيده و صخرهها شكافته شد و زشتى اين جنايت بر پيشانى ماهها و مرور زمانها باقى ماند . پس لعنت خداوند بر هر كسى كه با آنها همراه شود ، يا تلاشى در مسير ايشان انجام داده و يا به كار آنها رضايت داشته باشد . « هر آينه عذاب جهان آخرت شديدتر و بقاى آن بيشتر است » .
تفتازانى در ادامه سؤالى را مطرح مىكند و مىگويد :
فإن قيل : فمن علماء المذهب من لم يُجَوّزِ اللعن على يزيد ، مع علمهم بأنه يستحق ما يربو على ذلك ويزيد .
قلنا : تحامياً عن أن يرتقى إلى الأعلى فالأعلى ؛ « 1 » پس اگر كسى بگويد : دانشمندان مذهب با وجودى كه علم به استحقاق لعن بر يزيد را دارند ، چرا لعن او را جايز نمىدانند .
در پاسخ بايد گفت : به جهت پيشرفت نكردن لعن به خلفاى پيشين . . . !
آرى ، اگر يزيد لعن شود ، لعن او بالاتر مىرود و به پدرش سرايت مىكند . آن گاه به بالاتر از معاويه هم سرايت خواهد كرد .
به همين جهت ، وقتى از حافظ عبدالمغيث بن زهير حنبلى بغدادى ، پرسيدند :
چرا از لعن يزيد منع مىكنى ؟
پاسخ داد :
هامش
( 1 ) . شرح مقاصد : 2 / 306 - 307 .