پسرعمو و برادر مورد اطمينان خودم را كه از اهل بيت من است ، به نام مسلم بن عقيل به سوى شما مىفرستم تا اوضاع شما را براى من گزارش كند . پس اگر نمايندهء من اجتماع شما را ببيند و براى من گزارش كند ، آن وقت من به سوى شما حركت مىكنم .
جالب توجّه اينكه با وجود رسيدن نامهها و چندين بار آمد و رفت افرادى به خدمت حضرت سيّدالشهداء عليه السلام ، آن حضرت اطمينان نداشتند و به همين جهت ، حضرت مسلم عليه السلام را فرستادند .
حضرت سيدالشهداء سلام اللَّه عليه از لحظهء نخستين حركت به هر مناسبت و با هر كسى كه ايشان رو به رو مىشدند ، دو مطلب را تذكر مىدادند و مىفرمودند :
1 . من تكليف و وظيفه دارم . اين راه را بايد بروم ؛
2 . من كشته خواهم شد .
اين دو مطلب به الفاظ گوناگون و در مراحل مختلف بيان شده است .
اگر كسى بگويد كه حضرت نمىدانستند و از شهادت بىخبر بودند ، چنين فردى يا جاهل است يا مغرض . با نگاه به سخنان امام حسين عليه السلام در كتابهاى تاريخ الاسلام ذهبى ، المعجم الكبير طبرانى ، الطبقات الكبرى ابن سعد ، البداية والنهايه ابن كثير ، تاريخ الطبرى و منابع ديگر ، درخواهيم يافت كه آن حضرت همواره مىفرمودند :
من علم به شهادت دارم و از طرفى تكليف و وظيفهء من حركت به سمت عراق است .
متن عبارتهايى كه امام حسين عليه السلام فرموده ، چنين است . در موردى فرمودند :
ناگفته هايى از حقايق عاشورا (فارسى) — صفحة 175
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص١٧٥