تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناگفته هايى از حقايق عاشورا (فارسى) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
خدايا ! يگانه درخواست من آن است كه به خلافت برسم . « 1 » چنان كه روشن است ، ميان روش سيّدالشهداء عليه السلام و عبداللَّه بن زبير تفاوت بسيار است .

سيّدالشهداء و رفتار والى مكّه

امام حسين عليه السلام وارد مكّه شدند . والى اين شهر عمرو بن سعيد بن عاص اشدق بود . او با توجه به طرح و نقشهء حكومت به خدمت سيّدالشهداء عليه السلام رسيد و پرسيد : آقا ! شما براى چه به مكّه آمده‌ايد ؟ حضرت فرمودند : عائذاً باللَّه وبهذا البيت ؛ « 2 » آمده‌ام تا به خانهء خدا پناهنده شوم . آن چه در منابع آمده همين بوده و چيز ديگرى بيش از اين گفت و گو ميان امام حسين عليه السلام و عمرو بن سعيد صورت نگرفته است . سرانجام امام حسين عليه السلام از مكّه حركت كردند و در همين زمان عمرو بن سعيد ، به درخواست بعضى از بنى هاشم ( عبداللَّه بن جعفر ) امان نامه‌اى به واسطهء يحيى برادر خود به امام عليه السلام رساند كه در آن نوشته بود : اگر شما در مكّه بمانيد ، از طرف من به شما آسيبى نخواهد رسيد . زمانى كه امام حسين عليه السلام به اين نامه اعتنايى نكرده و به راه خود ادامه دادند ، عمرو بن سعيد نامه‌اى براى والى كوفه نوشت : حسين به كوفه مىآيد . بدان كه اگر او را
هامش
( 1 ) . وفيات الاعيان : 2 / 235 . ( 2 ) . تذكرة الخواص : 237 .