رعد و برقى به او نشان بده و مبادا با او درگير شوى !
ابن سعد در الطبقات الكبرى مىنويسد : معاويه در حال احتضار ، يزيد را خواست و به او وصيتهايى كرد و گفت :
انظر حسين بن علي بن فاطمة بنت رسول اللَّه صلى اللَّه عليه وآله و سلم ، فإنّه أحبّ الناس إلى الناس ، فصل رحمه وارفق به ، يصلح لك أمره ، فإن يك منه شيء فإنّي أرجو أن يكفيكه اللَّه به من قتل أباه وخذل أخاه ؛ « 1 » حسين فرزند على و فاطمهاى است كه دختر رسول خداست . او محبوبترين مردم نزد آنان است . با او مدارا و همراهى كن كه كار او در نهايت درست مىشود و اگر از او حركتى ديدى ، مشكلى از جانب او تو را تهديد نمىكند . اميدوارم خدا به وسيلهء همان كسانى كه پدر او را به قتل رساندند و برادرش را بىياور و تنها گذاشتند ، مسئلهء او را نيز كفايت كند !
در وصيّتنامهء معاويه به يزيد دو مطلب قابل توجه است :
1 . با حسين كارى نداشته باش ؛
2 . اهل عراق او را دعوت مىكنند و خود آنان او را به قتل مىرسانند .
اكنون اين دو مطلب را به نامههايى بايد افزود كه اهل كوفه در زمان حيات معاويه به امام حسين عليه السلام ارسال كردند .
سوم : يزيد در نخستين خطبهاى كه در شام خواند ، خبر از جنگى داد كه به زودى با اهل عراق رخ مىدهد و به واسطهء عبيداللَّه بن زياد پيروزى به دست مىآيد . « 2 »
هامش
( 1 ) . ترجمة الامام الحسين عليه السلام من طبقات ابن سعد : 55 ؛ البداية والنهايه : 8 / 123 - 124 ؛ تاريخ الطبري : 4 / 239 ؛ تاريخ الاسلام : 5 / 7 ؛ تاريخ مدينة دمشق : 14 / 206 ؛ سير أعلام النبلاء : 3 / 295 ؛ تهذيب الكمال : 6 / 414 .
( 2 ) . الفتوح : 5 / 6 .