و مادر خود را از راه ايمان بيرون ببرد و به طغيان و كفر وادارد پس چنين اراده كرديم .
فعل سوم را با « أراد ربّك » پاسخ داد و گفت :
« وَأَمَّا الْجِدارُ فَكانَ لِغُلامَيْنِ يَتيمَيْنِ فِي الْمَدينَةِ وَكانَ تَحْتَهُ كَنْزٌ لَهُما وَكانَ أَبُوهُما صالِحًا فَأَرادَ رَبُّكَ أَنْ يَبْلُغا أَشُدَّهُما وَيَسْتَخْرِجا كَنزَهُما » ؛ « 1 »
و امّا ديوار به دو نوجوان يتيم در شهر متعلّق بود و زير آن ، گنجى وجود داشت كه به آنها متعلّق بود و پدر آنها مرد صالحى بود ، پس پروردگار تو اراده كرد كه آنها به سن بلوغ برسند و گنجشان را استخراج كنند .
در اين جا فعل از حضرت خضر عليه السلام سر زده ، ولى به خدا نسبت داده شده است .
اين يك بحث قرآنى است و نكاتِ آن بابى را براى اهل تحقيق مىگشايد و در جاى خود به تفصيل بايد بحث شود ، امّا آن چه كه در اين جا اشاره مىشود اين كه در مواردى « إنّا » و در موارد ديگرى « نحن » آمده است و در اين موارد مفسّران در پى نكته هستند . بايستى اهل فن تحقيق كنند و روى ميزان اظهار نظر نمايند .
يكى از وجوه اين است كه دلالت بر عظمت دارد ؛ يعنى در مواردى كه خداوند متعال اراده كند عظمت كار را تفهيم نمايد ، يا خود را تعظيم كند به صيغه جمع بيان مىنمايد .
آيا واقعاً همين گونه است ؟
پرسش اين است كه اين فعلى كه انجام يافته و كسانى - يا كسى - در طول خداوند
هامش
( 1 ) . همان : آيه 82