اما رابطه ائمّه با خداى تعالى براى ما قابل درك نيست و آن چه گفتيم براى تقريب مطلب به اذهان بود . ائمّه در اثر بندگى به جايى رسيدند كه فعل و ترك آنها دليل اراده خدا گشته كه در فرازهاى زيارت جامعه و روايات بسيار به آن اشاره شده است كه قرآن مىفرمايد :
« بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ * لايَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ » ؛ « 1 »
فرشتگان بندگان شايسته خدا هستند * هرگز در سخن از او پيشى نمىگيرند و به فرمان او عمل مىكنند .
و در زيارت امام زمان مىگوييم : السلام عليك يا . . . دليل إرادته . « 2 »
و خلاصه : جامع بين همهء جملههاى اين فراز به الفاظ گوناگون خضوع و خشوع در برابر خدا و شكر مقامات و نعمتهاى الاهى است .
تعظيم كنندگان جلال خدا
پس از بيان اين مقدمه مىگوييم :
فَعَظَّمْتُمْ جَلالَهُ ؛
شما اهل بيت جلال خداوند را تعظيم كرديد .
راغب اصفهانى درباره اين كلمه مىنويسد :
الجلالة : عظم القدر والجلال - به غير الهاء - التناهي في ذلك ، وخصّ به وصف اللَّه تعالى فقيل : « ذُو الْجَلالِ وَاْلإِكْرامِ » « 3 » و لم يستعمل في غيره . « 4 »
هامش
( 1 ) . سوره انبياء ( 21 ) : آيه 26 و 27
( 2 ) . الاحتجاج : 2 / 316 ، المزار ، محمّد بن مشهدى : 569 ، بحار الأنوار : 53 / 171 ، حديث 5
( 3 ) . سوره الرّحمن ( 55 ) : آيه 27
( 4 ) . المفردات فى غريب القرآن : 94 - 95