نيكى است . پس هر كس به آن تمسك جويد ، مؤمن است و آن كس كه آن را ترك گويد از ايمان خارج است .
افزون بر اين كه خود حديث ثقلين نيز به لفظ « عصم » آمده است . آن جا كه فرمود :
إنّي تارك فيكم ما إِن اعْتصمتم به لن تضلّوا من بعدي : كتاب اللَّه وعترتي أهل بيتي ؛ « 1 »
همانا من در ميان شما چيزى را قرار دادهام كه اگر پس از من به آن تمسّك جوييد هرگز گمراه نمىشويد و آن كتاب خدا و عترتم اهل بيت من هستند .
البته ممكن است كلمهاى چون « حفظ » را بين « منع » و « مسك » جامع قرار بدهيم .
اينها دقّتهايى در مفهوم است .
پس خداوند متعال ائمّه را از لغزش حفظ كرده است .
و خداوند متعال ائمّه عليهم السلام را از فتنهها در حفظ و امان قرار داده است . واژهء « فتن » جمع فتنه است . فتنه در لغت چيزى است كه ظاهرش غير از واقعش باشد كه انسان را به خطا و اشتباه مىاندازد . « 2 » از اين رو فتنه را به بسيط و عمياء تقسيم مىكنند .
از طرفى ، دو واژهء « دنس » و « رجس » هر چند خيلى به هم نزديكاند ، ولى تفاوت دقيقى وجود دارد ، و به هر حال از هر دو به ناپاكى و پليدى تعبير مىشود . « 3 » از سوى ديگر ، معلوم است كه كلمهء « طهر » به معناى دفع است ، نه به معناى رفع ؛ همچنين است كه اذهاب دفعى است نه رفعى .
هامش
( 1 ) . مفتاح النجاة ( مخطوط ) به نقل از كتاب المتفق والمفترق ، كنز العمال : 1 / 187 ، حديث 951 به نقل از كتاب المتفق والمفترق . گفتنى است كه اين حديث در المصنّف : 7 / 176 ، حديث 1 ، به حذف عبارت « وعترتي أهل بيتي » تحريف شده است
( 2 ) . ر . ك : النهاية في غريب الحديث : 3 / 410 ، معجم مقائيس اللغه : 4 / 472
( 3 ) . ر . ك : لسان العرب : 6 / 88 و 94 ، مجمع البحرين : 2 / 59 و 148