علاوه بر اين كه « عصمكم اللَّه » نمىشود به معناى رفع باشد ؛ زيرا « رفع » با « عصم » سازش ندارد ، همچنين است اذهاب ؛ اگر به معناى رفع بعد الوجود باشد ، با كلمه « عصم » سازش ندارد .
اين دقّتها ضرورت دارد .
عصمت در اصطلاح
كلمات بزرگان در بيان معناى عصمت بر اساس دليلهاى عقلى و نقلى به هم نزديك است ، هر چند تفاوت خيلى جزئى وجود دارد . براى نمونه شيخ مفيد رحمه اللَّه در تعريف عصمت چنين مىگويد :
العصمة ، لطفٌ يفعله اللَّه بالمكلّف بحيث يمنع منه وقوع المعصية و ترك الطاعة مع قدرته عليهما ؛ « 1 »
عصمت ، لطفى است كه خداوند متعال با مكلّف انجام مىدهد ؛ به گونهاى كه مكلّف از وقوع معصيت و ترك طاعت ممتنع است ، بىآن كه سلب قدرت شده و جبرى در كار باشد .
علّامهء حلّى رحمه اللَّه مىنويسد :
العصمة ، لطفٌ خفيّ يفعل اللَّه تعالى بالمكلّف بحيث لا يكون له داعٍ إلى ترك الطاعة وارتكاب المعصية مع قدرته على ذلك ؛ « 2 »
عصمت ، لطف پنهانى است كه خداوند متعال با مكلف انجام مىدهد ؛ به گونهاى كه او بر معصيت يا ترك اطاعت داعى ندارد ، امّا توانِ آن را دارد .
علماى ديگر نيز قريب به همين را در تعريف اصطلاحى عصمت گفتهاند .
پس در حقيقت عصمتِ معروف و مشهور بين متكلمان ما عبارت از اين است
هامش
( 1 ) . النكت الاعتقاديه : ( ضمن مصنفات شيخ مفيد قدس سرّه ) ، جلد 10 ص 37
( 2 ) . شرح باب حادى عشر : 89