و لكن بايد دقّت كرد كه در اين فراز چهار چيز از ائمّه نفى شده است :
1 . « الزلل » جمع « زلّة » به معناى لغزيدن بدون قصد « 1 » و نفى آن با « عصمكم » .
2 . « الفتن » جمع « فتنة » به معناى سرگردانى و گمراه شدن در اثر جهل « 2 » و نفى آن با « آمنكم » .
3 . « الدنس » يعنى چركى « 3 » و نفى آن با « طهّركم » .
4 . « الرجس » يعنى پليدى « 4 » و نفى آن با « أذهب » .
و ملاحظه مىكنيد همه اينها ، فعل خداوند متعال است در حق بندهء معصوم .
حال ، بايد در خصوصيات هر يك از امور چهارگانه و فعل وارد در نفى آن دقّت كرد .
ما درباره عصمت ، هم در كتاب امامت و هم جداگانه بحث كردهايم ؛ اينك به طور اجمال مطالبى را در اين زمينه در طىّ چند بحث ، بيان مىنماييم .
1 . عصمت در لغت ،
2 . عصمت در اصطلاح ،
3 . ادلّه عصمت .
از طرفى ، چون به خصوص در اين فراز به آيهء تطهير اشاره شده ، به طور كوتاه بحثى دربارهء آيهء تطهير و حديث كساء خواهيم داشت كه اين حديث اخيراً محلّ اشكال واقع شده است .
عصمت در لغت
در لسان العرب چنين آمده است :
عصم : العصمة في كلام العرب : المنع . وعصمة اللَّه عبده : أن يعصمه ممّا
هامش
( 1 ) . مجمع البحرين : 4 / 519
( 2 ) . همان : 3 / 361
( 3 ) . همان : 2 / 59
( 4 ) . همان : 2 / 148