والأنبياء والأئمّة عليهم السلام وأما الباطنة فالعقول ؛ « 1 »
اى هشام ! همانا حجتهاى الهى بر مردم دو حجت است : حجتى ظاهرى و حجتى باطنى . اما حجت ظاهرى همان انبيا ، رسولان و ائمه عليهم السلام هستند و حجت باطنى عقلهاى مردمان است .
پس ائمّه عليهم السلام حجّتهاى الهى هستند تا كسى نتواند عذرى بياورد . آنان حجّت خدا بر همهء مخلوقات و در همهء عوالم هستند . البتّه محل ابتلاى ما عالم دنيا است كه عالم تكليف ماست و روايات بسيارى داريم كه هرگز زمين از حجّت خدا خالى نخواهد بود . « 2 » برخى از اهل تسنّن به شيعيان ايراد مىكنند كه شما مىگوييد : زمين از حجّت خدا خالى نخواهد ماند و غرض از نصب امام نيز هدايت مردم است . پس خداوند متعال در زمان غيبت حضرت حجّت كه مردم به او دسترسى ندارند ، چگونه احتجاج خواهد كرد و چه كسى مقصّر خواهد بود ؟
به طور خلاصه در پاسخ اين اشكال ، بر اساس يك محاسبهء منطقى تا قضيّه برهانى شود مىگوييم : يا خداوند متعال مقصّر خواهد بود ، يا خود امام و يا مردم .
امّا خدا كه فرموده : « وَما كُنَّا مُعَذِّبينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا » ؛ « 3 » « هرگز قومى را مجازات نخواهيم كرد مگر آن كه پيامبرى مبعوث كنيم » و فرموده : « وَإِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلّا خَلا فيها نَذيرٌ » ؛ « 4 » « و هر امتى در گذشته انذار كنندهاى داشته است » . اگر امام نصب نكند ، تناقض لازم مىآيد و محال است ؛ زيرا اگر امام نصب نكند ، يا بايد عاجز باشد يا بخيل كه هر دو بر
هامش
( 1 ) . الكافى : 1 / 16 ، وسائل الشيعه : 15 / 207 ، حديث 20291 ، بحار الانوار : 1 / 137 .
( 2 ) . ر . ك : الكافى : 1 / 179 ، حديث 10 و 12 .
( 3 ) . سورهء اسراء ( 17 ) : آيهء 15 .
( 4 ) . سورهء فاطر ( 35 ) : آيهء 24 .