« وَما كُنَّا مُعَذِّبينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا » ؛ « 1 »
و ما هرگز گروهى را مجازات نخواهيم كرد ، مگر آن كه پيامبرى برانگيزيم .
وقتى خداوند در چنان روزى به بندهاى بفرمايد : چرا ياد نگرفتى و به چنين وظيفه عمل ننمودى ، ديگر بنده نمىتواند بگويد : كسى نبود كه به من ياد دهد .
به راستى مقصّر كيست ؟
در آيهء ديگرى مىفرمايد :
« قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ » ؛ « 2 »
بگو ! پس دليل و حجّت از آنِ خداوند است .
روايتى در ذيل اين آيه نقل شده است . مسعدة بن صدقه گويد : از امام باقر عليه السلام دربارهء اين آيه پرسيدند ، شنيدم كه حضرتش چنين پاسخ داد :
إنّ اللَّه تعالى يقول للعبد يوم القيامة : عبدي أكنت عالماً ؟
فإن قال : نعم .
قال له : أفلا عملت بما علمت ؟
وإن قال : كنت جاهلًا .
قال له : أفلا تعلمت حتّى تعمل ؟
فيخصمه وذلك الحجّة البالغة . « 3 »
مضمون روايت اين است كه آن گاه كه خداوند متعال در روز رستاخيز به بندهاى مىگويد : چرا فلان تكليف را انجام ندادى ؟ مىگويد : نمىدانستم .
مىگويند : چرا نرفتى ياد بگيرى ، ما كه گفته بوديم فلانى را فرستادهايم . در محلّهء
هامش
( 1 ) . سورهء اسراء ( 17 ) : آيهء 15 .
( 2 ) . سورهء انعام ( 6 ) : آيهء 149 .
( 3 ) . الامالى ، شيخ مفيد : 228 ، بحار الانوار : 2 / 29 ، حديث 10 .