شما فلان عالم ، مسجد بود ، فلانى درس داشت ؟ چرا نرفتى ؟ چرا از او بهره نبردى ؟
در اين هنگام بنده زبانش كوتاه مىآيد و چيزى نمىتواند بگويد و سرش را پايين مىاندازد و اين جاست كه بايد عفو خداوند متعال به دادش برسد . به همين دليل ، خداوند متعال مىفرمايد :
« رُسُلًا مُبَشِّرينَ وَمُنْذِرينَ لِئَلّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ » ؛ « 1 »
پيامبرانى كه بشارت دهنده و بيم دهنده بودند تا بعد از آمدن اين پيامبران حجّتى براى مردم در برابر خداوند نباشد .
خداوند همواره حجّت مىفرستد ، پيامبرى پس از پيامبر ديگرى نصب مىكند و در زمان غيبت علما را قرار مىدهد تا زمين از حجّت خالى نباشد ، « 2 » هر چند حجّتى كه معصوم نيست و آن مقامات را دارا نيست ؛ ولى در هر صورت بايد در هر زمان حجّت تمام شود .
گفتنى است كه خداوند متعال دو نوع حجّت دارد :
1 . حجّت درونى كه همان عقل انسان است ؛
2 . حجّت بيرونى كه همان پيامبر و امام عليه السلام است .
اين معنا در روايتى از امام كاظم عليه السلام بيان شده است . هشام بن حكم گويد :
امام كاظم عليه السلام فرمود :
يا هشام ! إنّ للَّه على الناس حجّتين : حجّة ظاهرة وحجّة باطنة . فأمّا الظاهرة فالرسل
هامش
( 1 ) . سورهء نساء ( 4 ) : آيهء 165 .
( 2 ) . در الاحتجاج : 2 / 282 و بحار الانوار : 53 / 180 ، حديث 10 اين گونه آمده است :
عن إسحاق بن يعقوب قال : سألت محمّد بن عثمان العمري رحمه اللَّه أن يوصل لي كتاباً قد سألت فيه عن مسائل أشكلت علي . فورد التوقيع به خط مولانا صاحب الزمان عليه السلام :
. . . وأمّا الحوادث الواقعة فارجعوا فيها إلى رواة حديثنا ، فإنّهم حجّتي عليكم وأنا حجّة اللَّه .