الخرسات بأنواع اللغات ، بخوعاً له فإنّه فاطر الأرضين والسماوات .
وأشهدهم خلقه وولّاهم ما شاء من أمره ، جعلهم تراجم مشيّته وألسن إرادته ، عبيداً لا يسبقونه بالقول وهم بأمره يعملون ، يعلم ما بين أيديهم و ما خلفهم ، ولا يشفعون إلّا لمن ارتضى ، وهم من خشيته مشفقون ؛ « 1 »
و به راستى كه خداى تعالى بعد از رسولش صلى اللَّه عليه وآله از بين بندگانش ، عدّهاى را مخصوص به خود گردانيد . گروهى كه آنها را رفعت مقام و علوّ درجه عطا فرمود و آنان را در قرون متمادى فراخوانان به سوى خود ودلالت كنندگان بر خويش بدون هيچ نقصانى قرار داد . انوار آنها را پيش از آفرينش جميع موجودات آفريد و آن انوار مقدّس را به حمد خودش ناطق فرمود . مقام شكر و بزرگداشتش را به آنان الهام نمود و آنها را بر هر بندهاى كه سر تعظيم در مقابل ملوكيت حقّ تبارك و تعالى فرود آورده باشد ، حجّت قرار داد .
به وسيلهء اين انوار با موجوداتى كه به خودى خود قادر به تكلّم نبودند ، به انواع لغتها سخن گفت تا همه در مقابل اين حقيقت كه او تبارك و تعالى آفرينندهء زمينها و آسمانهاست ، معترف و مقِرّ باشند . آن بندگان خاصّ را بر مخلوقاتش شاهد قرار داد و آن چه از تصرّفاتش را كه مىخواست ، به آنان واگذار نمود .
آنان را بيانگر مرادهاى خويش و زبانِ گوياى خواستههايش از خلق قرار داد ، در حالى كه اينان - با همهء اين مقامات - بندگان او بوده و در گفتارشان از خدا پيشى نمىگيرند و فقط بر طبق امر حقّ تبارك و تعالى عمل مىكنند . خداوند متعال آن چه را در پيش روى آنان و وراى آنان است ، مىداند و آنان شفيع نمىشوند ، مگر به كسانى كه خداى تعالى راضى است و آنان به دليل ترس عالمانهاى كه از حق تعالى دارند ، در مقام خائفين هستند .
هامش
( 1 ) . مصباح المتهجد : 753 ، المصباح ، كفعمى : 696 ، بحار الانوار : 94 / 113 .