3 . عمل و كردار ائمّه
عمل ائمّه عليهم السلام يكى ديگر از موضوعاتى به شمار مىرود كه از اين آيه استفاده مىشود . اين آيه بيانگر عمل و كردار آن بزرگواران است .
به نظر مىرسد كه « امر » در اين جا مقابل نهى نيست ؛ بلكه منظور ارادهء خداوند متعال است كه در نتيجه ائمّه به ارادهء خداوند متعال عالم و آگاه هستند و در مرحلهء بعد عامل به ارادهء او هستند . اين موضوع با تأمّل در اين عبارت از آيه به دست مىآيد .
به تعبير ديگر ، جبرئيل مأمورى از مأموران خدا و عضو دستگاه ربوبى و تشكيلات الهى است . اگر او كارى انجام دهد ، شما آن را به خداوند متعال نسبت مىدهيد . اگر كارى را ميكائيل انجام دهد ، آن را نيز به خدا نسبت مىدهيد .
واضحتر اين كه مأموريّت حضرت عزرائيل قبض ارواح است ، اين عمل هم به خودش نسبت داده مىشود ، چنان كه قرآن مىفرمايد :
« قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ » ؛ « 1 »
بگو فرشته مرگ كه بر شما مأمور شده روح شما را مىگيرد ؛
و هم به طور مستقيم به خداوند نسبت داده مىشود كه قرآن مىفرمايد :
« اللَّهُ يَتَوَفَّى اْلأَنْفُسَ حينَ مَوْتِها » ؛ « 2 »
خداوند به هنگام مرگ ارواح را قبض مىكند .
پس فعل عزرائيل فعل خدا است . اگر خداوند متعال اراده كند ، ارادهء او در عمل عزرائيل تبلور مىكند و ائمّه عليهم السلام نيز چنين هستند .
هامش
( 1 ) . سورهء سجده ( 32 ) : آيهء 11 .
( 2 ) . سورهء زمر ( 39 ) : آيهء 42 .