حمل خواهى كرد . اگر در بين مسير آب نبود و به مقصد رسيدى ، مشكلى نيست ؛ تو آب برده بودى و اگر آب بود ، تو فقط مشقّت و زحمت حمل كوزه را داشتى و آن را تحمّل كردهاى و اگر احتمال ضعيف است ، محتمَل قوى است ؛ چرا كه بحث مرگ و زندگى است .
با اين پاسخ آن فرد زنديق مجاب شد . « 1 » در كتاب اصول كافى آمده است : شخصى از امام صادق عليه السلام پرسيد : اى پسر رسول خدا ! به من بگو خدا كجاست ؟ چرا كه مجادله كنندگان در اين باره بسيار سخن گفتهاند و من حيران شدهام .
حضرت در پاسخ فرمود : تو تا كنون به كشتى سوار شدهاى ؟
گفت : آرى !
فرمود : آيا تا حال اتّفاق افتاده كه دريا توفانى شود و امواج آب متلاطم باشد و احساس خطر بكنى و بدانى كه غرق خواهى شد ؟
گفت : آرى !
فرمود : آيا در آن لحظات شده كه دلت به جايى توجّه كند ؟
گفت : آرى ، چنين اتّفاقى براى من رخ داده است و در دلم كسى را صدا زدم .
فرمود : اين همان خداوند متعال است . « 2 » ائمّه عليهم السلام هر كسى را به بيانى پاسخ مىدهند . كتاب توحيد شيخ صدوق ، اصول كافى ، احتجاج طبرسى و منابع ديگر سرشار از احتجاجات آن بزرگواران است .
وظيفهء ائمه عليهم السلام اين بود كه داعى و فراخوان به سوى خدا باشند ؛ امّا هر فردى را با مناسب حالش .
هامش
( 1 ) . علل الشرايع : 2 / 403 ، حديث 4 .
( 2 ) . التوحيد ، شيخ صدوق : 231 ، معانى الاخبار : 4 ، حديث 2 ، بحار الانوار : 3 / 41 ، حديث 16 .