تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
به تصوّر ما مراد معناى سوم از معانى واژهء « مَثَل » است كه همانا « نمونه » و به اصطلاح عربى « نموذج » است و جمع آن « مُثُل » مىباشد . هر گاه انسان مىخواهد حقيقت و واقعيّتى را بيان كند و براى اين كه امر معقول ، خوب و درست فهميده شود ، نام امر محسوسى را مىآورد و مىگويد : مَثَل آن چنين است . براى تقريب به ذهن مىگوييم : اگر بخواهيم جود ، سخاوت و كرم را كه از امور محسوسه نيستند تعريف كنيم و آثار و ويژگىهاى خوبِ آن را بيان نماييم مىگوييم : مَثَلش حاتم طايى است . به گمان من - واللَّه العالم - مراد از « مَثَل » در اين عبارت ، همين است . در قرآن مجيد در دو مورد « المثل الأعلى » آمده است . 1 . در سورهء نحل مىفرمايد : « لِلَّذينَ لايُؤْمِنُونَ بِاْلآخِرَةِ مَثَلُ السَّوْءِ وَلِلَّهِ الْمَثَلُ اْلأَعْلى وَهُوَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ » ؛ « 1 » براى كسانى كه به جهان آخرت ايمان نمىآورند ، مَثَل و صفات زشت است و صفات و نمونه‌هاى و الا براى خداوند است و او توانا و حكيم است . 2 . و در سورهء روم نيز اين گونه آمده است : « وَلَهُ الْمَثَلُ اْلأَعْلى فِي السَّماواتِ وَاْلأَرْضِ وَهُوَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ » ؛ « 2 » و برترين و والاترين صفات در آسمان‌ها و زمين براى اوست و او توانا و حكيم است . در يك مورد آمده : « وَلِلَّهِ الْمَثَلُ اْلأَعْلى » و در مورد ديگر : « وَلَهُ الْمَثَلُ اْلأَعْلى » . دست كم اين كه در هر دو مورد حرف « لام » براى اختصاص آمده و بعد از
هامش
( 1 ) . سورهء نحل ( 16 ) : آيهء 60 . ( 2 ) . سورهء روم ( 30 ) : آيهء 27 .