تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
جامه بُرد ، كمربند و عصا را بياور . على عليه السلام فرمود : من تا آن ساعت آن كمربند را نديده بودم . قطعه و رشته‌اى آورد كه چشم‌ها را خيره مىكرد و معلوم شد كه از كمربندهاى بهشتى است . پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله فرمود : اين را جبرئيل براى من آورد و گفت : اى محمد ! اين را در حلقه‌هاى زره بگذار و در جاى كمربند به كمر ببند . سپس دو جفت نعلين عربى طلبيد كه يكى وصله داشت و ديگرى بىوصله بود و پيراهن خواست يكى پيراهنى كه با آن به معراج رفته بود و ديگر پيراهنى كه با آن به جنگ احد رفته بود و سه كلاه را طلب كرد : كلاه مسافرت ، كلاه روز عيد فطر ، قربان و روزهاى جمعه و كلاهى كه به سر مىگذاشت و با اصحابش مجلس تشكيل مىداد . سپس فرمود : اى بلال ! دو استر شهباء و دلدل و دو شتر عضباء و قصوى و دو اسب جناح و حيزوم را بياور . حيزوم اسبى بود كه پيامبر به او مىفرمود : پيش برو اى خيزوم و الاغى را كه عفير نام داشت آورد . پيامبر فرمود : اى على ! تا من زنده‌ام اين‌ها را بگير . امروزه برخى از اهل تسنّن در اين مورد مناقشه مىكنند و به روايتى كه در اصول كافى آمده اشاره مىكنند ، آن جا كه امام صادق عليه السلام مىفرمايد : پيامبر خدا فرمود : وإنّ العلماء ورثة الأنبياء . إنّ الأنبياء لم يورّثوا ديناراً ولا درهماً و لكن ورّثوا العلم فمن أخذ منه أخذ بحظّ وافر ؛ « 1 » به راستى علما از پيامبران ارث مىبرند . همانا پيامبران دينار و درهم به ارث نگذاشته‌اند ؛ بلكه علم به ارث گذاشته‌اند . پس كسى كه از آن برگيرد سهم بسيار برده است .
هامش
( 1 ) . همان : 1 / 34 ، حديث 1 .