پس ايمان به ولايت و امامت ائمّه عليهم السلام جزء اركان دين است و آنان ابواب ايمان هستند كه از طريق ايمان به آنان بايد به خدا و رسول رسيد ، و از آنان احكام و آداب دين را اخذ نمود .
به عبارت واضحتر دين اسلام از چند بخش تشكيل يافته است :
يكم . امور اعتقادى ؛
دوم . امور عملى كه شامل واجبات ، محرّمات ، مستحبّات و چيزهايى كه وابسته به اعضا و جوارح انسان است ؛
سوم . صفات نفسانى و ويژگىهاى اخلاقى كه انسان بايد بر روى نفس خود كار كند در تهذيب و تزكيهء آن كوشش نمايد ، تا از صفات رذيله پاك و به صفات حسنه آراسته گردد ، كه البته به اين جهت در شريعت اهميّت زيادى داده شده .
مجموعهء اين امور همان دين است . البتّه بىترديد لُبّ و اساس دين ، امور اعتقادى مىباشد و امور عملى و اخلاقى بر آنها مترتّب است .
بنابراين اگر بگويند كه اين آقا واقعاً در مكتب ايمان تربيت شده و از شاگردان بزرگان اسلام است ، آن گاه درست خواهد بود كه مبانى اعتقادى خود را تمام كرده و از نظر عملى ، عبدِ مطيع باشد ، به واجبات عمل كند و از محرّمات اجتناب نمايد و از نظر اخلاقى هم داراى صفات حسنه بوده و سعى كند صفات سيّئه را از خود دور كند .
اين امر برهانى است ، بدين شكل كه انسان كامل كسى است كه هم از نظر عقيده و هم از نظر عمل و هم از نظر اخلاق به حد كمال رسيده باشد ، زيرا انسان كامل داراى سه بعد است :
1 . بُعد روحى ؛
2 . بُعد بدنى ؛
3 . بُعد نفسانى .
با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى) — صفحة 186
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص١٨٦