و چه استمرار آن كه بقا باشد ؛ چه وجود مادى اهالى زمين باشد و چه وجود معنوى آنها ، همهء اينها به وجود ائمّه عليهم السلام قائم است و همان بزرگواران اركان اهالى اين زمين هستند .
به تعبير ديگر ، اصل وجود به بركت اهل بيت عليهم السلام است ؛ يعنى آنان واسطهء فيض وجود هستند و به بركت آنان خداوند متعال به اهالى اين عالَم وجود عطا كرده است . استمرار وجود نيز به واسطهء آن بزرگواران است ؛ چرا كه هر موجود زندهاى هر لحظه به فيض نياز دارد .
براى مثال ، لامپى كه هم اكنون روشن است رابطهاى با كارخانه توليد برق دارد و اين ارتباط ضرورى است و بايد ادامه داشته باشد ؛ در صورتى كه لحظهاى اين ارتباط قطع شود ، لامپ روشنايى نخواهد داشت .
روى اين اصل ساكنان اين جهان در اصلِ وجود خود به فيض الهى نياز دارند كه به توسّط معصوم عليه السلام به آنان مىرسد و در استمرار نيز بايد در همهء لحظهها اين فيض باشد ؛ از اين رو در دعا مىخوانيم :
اللهمَّ لا تكلني إلى نفسي طرفة عين أبداً ؛ « 1 »
خدايا ! مرا به اندازه يك چشم به هم زدن هرگز به خودم وامگذار .
چرا كه اگر انسان يك لحظه و كمتر از آن و به مقدار حركت پلك چشم به خود واگذار شود و ارتباطش قطع شود ، نابود مىشود .
در روايتى آمده است كه فردى از امام صادق عليه السلام نزد خليفه عبّاسى لعنة اللَّه عليه سعايت كرده و عليه آن حضرت گزارش داد . خليفه آن حضرت را فرا خواند .
امام صادق عليه السلام فرمود : چنين چيزى نبوده و دروغ است .
قرار شد آن فرد در حضور خليفه سوگند ياد كند .
هامش
( 1 ) . مصباح المتهجد : 210 .