آمده و هر گاه مذمت شدهاند ، تعبير به « قريه » آمده است گرچه شهر بزرگى بوده باشد .
پس آبادانى ، خوبى و عظمت هر جايى بستگى به اهل آن جا و كردارشان دارد .
ولى در مجمع البحرين آمده است : يطلق البلدة والبلاد على كلّ موضع من الأرض ، عامراً كان أو خلاءً . « 1 » بنابراين « بلاد » كنايه از همهء عالم هستى خواهد بود .
اكنون اين پرسشها مطرحاند : آيا منظور از اركان بودن ائمّه عليهم السلام نسبت به بلاد ، خود بلاد است يا اهل آن ؟
آيا در اين جا مضاف حذف شده و در واقع ائمّه پناهگاه اهل بلاد و ساكنان آنها هستند يا نه ، پناهگاه و تكيهگاه خود بلاد هستند ؟
آيا پناهگاه بودن ، تكيهگاه بودن ركن بودن در اصل وجود است يا در ادامهء وجود ؟
اعم از اين كه منظور خود بلاد باشد يا اهل آن ؟
اگر منظور اصلِ وجود باشد چه از نظر حدوثى و چه از نظر بقايى ، آيا وجود مادى است يا اعم از وجود مادى و معنوى است ؟
به نظر مىرسد ، با توجّه به ظاهر لفظ و اصالت عدم تقدير در كلام ، منظور خود بلاد هستند . بنابراين ائمّه عليهم السلام نسبت به خود بلاد ركن هستند و اين منافات ندارد كه نسبت به اهالى نيز ركن باشند . به فرض اين كه فعلًا كسى در آن بلد زندگى نمىكند ، منظور وجود مادى مىشود . در نتيجه اصلِ قيام عالَم و جهان هستى و ادامهء آن به وجود امام عليه السلام بستگى دارد .
به سخن ديگر ، وجود بلاد متقوّم به وجود ائمّه و آنان براى حدوث بلاد ، بقاء و ادامهء وجود آنها ركن هستند ؛ از اين رو روشن مىشود كه ائمّه عليهم السلام « اوتاد الأرض » هستند .
ائمّه عليهم السلام در برخى از روايات به « وتد » و « اوتاد الجبال » تشبيه شدهاند .
هامش
( 1 ) . مجمع البحرين : 1 / 238 .