ما نبوديم خداوند عبادت نمىشد » - شما دقت كنيد - نتيجه چه مىشود ؟
1 . اين كه معرفت خدا ، عبادت و اطاعت و بندگى او آن است كه ائمّه عليهم السلام بر آن بودند و هر معرفتى كه از خانه آنان خارج نشده باشد معرفت نيست و هر عبادت و عملى كه از آنان نقل نشده باشد اثر و ارزشى ندارد . پس تمام كسانى كه در عالَم معرفت به جايى رسيدند و در وادى اطاعت و عبادت قدمى برداشتند ، از بركات خاندان رسالت بوده ، و هر كه مورد تأييد آنان واقع شود قبولى او به امضا مىرسد .
2 . اين كه اگر ائمه عليهم السلام و تعليمات آنان نبود اساساً خلقتى وجود نداشت ؛ نه انس و نه جن . پس آنان علّت خلقت هستند و سرّ خلقت در وجود آنان نهفته است .
بنابراين اگر كسى به خير - با تمام ابعادش يا بعض آنها - متّصف شود ؛ ائمّه عليهم السلام عمود و ستون وجودى او - از حيث اتّصاف آن فرد به خيريّت - هستند و آن حيثيّت از اهل بيت مستفاد است . پس اگر اين خير در بعدى از وجودش لحاظ شود و در هر مورد و مصداقى از مصاديقش مورد بحث قرار گيرد ، مرجع و حَكَم ، اهل بيت خواهند بود و ميزان براى خير و شرّ هستند كه بايد معيّن كنند كدام خير است و كدام شرّ .
پس ائمّه خير كسانى هستند كه به خير متّصف هستند ؛ يعنى اصل خوانِ وجود خير و خيريّت به وجود ائمّه عليهم السلام قائم است .
اگر در زندگى در موردى شك كنيم كه خير است يا شرّ ، براى تعيين آن از حيث حدوث و بقا بايستى به آن بزرگواران مراجعه كرد ؛ چرا كه خيريّت اخيار و اتّصاف آنها به اين وصف ، به وجود اهل بيت عليهم السلام متقوّم است .
به راستى اين چه مقامى است ؟ آيا اين مقام براى غير اهل بيت نيز حاصل مىشود و مىتوان براى غير آنان چنين مقامى را تصوّر كرد ؟
ما با ويژگى خير نه تنها در زيارت جامعه ، ائمّه عليهم السلام را خطاب مىكنيم ؛ بلكه قرآن و احاديث نبوى هم اين موضوع را تأييد مىكنند . سيره و واقع خارجى
با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى) — صفحة 153
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص١٥٣