اخروى در پى دارد ؛
2 . طلب علم براى بهرهورى دنيايى ؛
3 . طلب علم به جهت خود علم ؛ زيرا كه علم نور و كمال و جهل و نادانى نقص و تاريكى است .
در اسلام هر سه نوع از طلب علم مطرح شده است . گاهى تأكيد شده كه علم اجر و پاداش دارد و گاهى به جهات دنيايى تأكيد شده و گاهى از آن جهت كه از ظلمت جهل و نادانى بيرون آيد ، بر طلب علم و دانش تأكيد شده است .
قبح تقدم مفضول بر فاضل
و ارزش علم چنان است كه با وجود اعلم عقل اجازهء تقدّم غير اعلم را نمىدهد ، و قانون « قبح تقدّم مفضول بر فاضل » را عقلا در هر بابى پذيرفتهاند .
و از اين رو در مباحث نبوّت و امامت مقرّر شده كه پيامبر و امام بايستى آگاهترين مردم در عصر خود باشد ؛ چرا كه با وجود فرد افضل در جامعه ، نبايد غير افضل ، مقدّم شود و اگر كسى او را مقدّم بدارد ، كار قبيحى انجام داده است ؛ چون ظلم است به فاضل و جامعه و فضيلت و هم به خود مفضول .
علم رسول اللَّه نزد ائمه
و در آن مباحث بيان شده است كه چون پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله مدينهء علم و دروازهء شهر علم نبوى منحصر در امير مؤمنان على عليه السلام بوده است . پس اعلميّت آن حضرت ثابت مىشود و اين يكى از ادلّهء امامت ايشان است . « 1 » در اين جا بعضى از احاديث را ياد مىآوريم :
هامش
( 1 ) . گفتنى است كه حديث « أنا مدينة العلم وعلي بابها » در سه جلد از نفحات الأزهار بحث و بررسى شده است .