زمينه هيچ روايت يا دليل عقلى هم نباشد .
ائمّه عليهم السلام در هر عصرى كه زندگى مىكردند ، از همهء مردم آگاهتر و داناتر بودهاند . پس از پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله در بلاد اسلامى مانند حجاز ، شام ، يمن و عراق - كوفه و بصره - امير مؤمنان عليه السلام علوم دينى را كه در آن عصرها رايج بود ، مانند علوم قرآنى ، علوم حديثى ، علوم فقه و احكام در همهء بلاد اسلامى منتشر نمود .
بنابراين ، تطبيق « خزّان العلم » از نظر عقلى ، نقلى و واقع خارجى بر امير مؤمنان على و ديگر ائمّه عليهم السلام روشن است . « 1 » ائمّه عليهم السلام علوم اسلامى را از جميع ابعاد دارا هستند . البتّه در علوم دينى بيشتر زمينه وجود داشته كه علوم ائمّه عليهم السلام ظهور و بروز پيدا كنند ؛ چون بيشتر محل ابتلا و حاجت بوده است و گرنه امير مؤمنان على عليه السلام مىفرمايند :
فواللَّه ، إنّي بطرق السماء أعلم منّي بطرق الأرض ؛ « 2 »
به خدا سوگند ! من به راههاى آسمانها از راههاى زمين آگاهترم .
به راستى كجا بودند كسانى كه اين علوم را از امير مؤمنان ياد بگيرند . آن حضرت به سينهء مبارك اشاره مىكردند و مىفرمودند :
إنّ هاهنا لعلماً جمّاً لو أصبت له حملة ؛ « 3 »
به راستى كه در اين جا دانش انباشتهاى است كه اگر حاملانى مىيافتم ، بيان مىكردم .
چه افراد نفهم و نادانى در آن زمان بودند كه وقتى حضرت مىفرمود :
هامش
( 1 ) . گفتنى است كه در شرح منهاج الكرامه تا حدودى در مورد مقامات علمى و جهات معنوى آن بزرگواران از بزرگان عامه اعترافاتى ذكر شده است . ر . ك : شرح منهاج الكرامه : 1 / 215 - 336 از همين نگارنده .
( 2 ) . نهج البلاغه : خطبه 189 .
( 3 ) . الخصال : 645 ، حديث 29 ، كمال الدين : 291 .