تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
پيش از اين بيشتر احاديث طبرى را به نقل از ابن كثير و سيوطى مطرح كرديم ، اما جهت تأكيد بيشتر مجدداً تك تك احاديث او را مطرح مىكنيم « 1 » و سپس برخى از نكات مهمى را كه از اين روايات به دست مىآيد يادآور مىشويم و در ادامه به بررسى اسناد احاديث بر مبناى رجال اهل سنّت خواهيم پرداخت . طبرى به عنوان شاهد بر قول نخست مىنويسد :
هامش
( 1 ) . سال‌ها پيش از سوى يكى از طلاب حوزهء علميه قم دو كتابچه به دستم رسيد كه در يكى از آن‌ها ، اسنادروايات مربوط به آيه تطهير مورد مناقشه قرار گرفته بود . موضوع كتابچهء دوم نيز مناقشه در حديث ثقلين بود . اين دو كتاب توسط استاد دانشگاه يكى از كشورهاى خليج - كه در ردّ ما نيز تأليفاتى دارد - ، يعنى دكتر سالوس نوشته شده و به صورت رايگان در سطح وسيعى توزيع شده بود . از آنجا كه وى احاديث طبرى را محور بحث خود قرار داده و در سند آن‌ها مناقشه كرده بود ، از اين رو لازم دانستيم احاديث طبرى را به طور كامل ذكر كنيم تا روشن شود وى به تنهايى شانزده حديث با اسناد معتبر ذكر مىكند كه به صراحت بيان‌گر نزول آيهء تطهير دربارهء پيامبر ، اميرالمؤمنين ، فاطمهء زهرا ، امام مجتبى و حضرت سيدالشهداء عليهم السلام است . در ادامه به تصحيح هر يك از اين شانزده حديث خواهيم پرداخت . ان شاء اللَّه . البته پاسخ مناقشات استاد مذكور در همان زمان و به سرعت از سوى نگارنده ، نوشته و به چاپ رسيد . طبرى از جايگاه مهم و برجسته‌اى نزد اهل تسنن برخوردار است . وى فقيه ، محدّث ، مورّخ و مفسّر است و پيش از محدود شدن مذاهب اهل تسنن به چهار مذهب ، طبرى صاحب مذهب فقهى بوده و مقلّد داشته است و بسيارى از عالمان و محدّثان بزرگ سنى در فقه از او تقليد مىكرده‌اند . به همين جهت آراء وى بسيار مورد توجه است . اما در دوره‌هاى متأخر ، طبرى تا حدودى محبوبيت و مقبوليت خود را از دست داده است . علت اين امر نيز تأليف كتابى توسط وى بوده است كه در آن طرق حديث غدير ، يعنى « من كنت مولاه فهذا على مولاه » را آورده است . متأسفانه حق ستيزان اين كتاب را از بين برده‌اند ، ولى آثار به جاى مانده از آن در كتب مختلف توسط برخى از محققان و در كتابى با عنوان « فضائل على عليه السلام و كتاب الولاية » جمع آورى شده است . اين كتاب توسط انتشارات « دليل » به چاپ رسيده است . تأليف اين كتاب توسط طبرى باعث شده تا ابن تيميه گاهى با دادن نسبت تشيع به وى ، مطالب او را ردّ كند ، هر چند ابن تيميه بسيار دچار تناقض شده و هر جا كه مورد نياز وى بوده به روايات طبرى استناد و استدلال كرده است كه پيش‌تر در جلد دوم از كتاب پيش روى شما ، صفحه 117 - 118 ، پانويس شماره 2 به برخى از اين موارد اشاره كرده‌ايم .