از طرفى نيز ديديم كه فخررازى در آنجا هيچ اشكالى به اين استدلال نكرده است .
افزون بر آنكه اگر در مماثلت يك صفت كفايت مىكند و آن تعلّق اميرالمؤمنين عليه السلام به قبيلهء بنوهاشم است ، پس چرا رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم از ميان بنوهاشم تنها اميرالمؤمنين عليه السلام را فراخواند و آيه را تخصيصزد ؟ !
اما اينكه ابوحيّان روايت مورد استناد مرحوم حمصى را جعلى دانسته است ، يا ناشى از جهل وى به احاديث است و يا نشانهء تعصب و عناد او ؛ چرا كه اين حديث در ميان مسلمانان متفقٌ عليه است و تعدادى از راويان بزرگ سنى آن را نقل كردهاند كه از جمله مىتوان به راويان و عالمانى همچون عبدالرزاق بن همّام صنعانى ، أحمد بن حنبل ، ابوحاتم رازى ، حاكم نيشابورى ، ابن مردويه ، بيهقى ، ابونعيم ، محبّ طبرى ، ابن صبّاغ مالكى ، ابن مغازلى شافعى و عالمانى ديگر اشاره كرد كه در كتاب نفحات الأزهار ، نام سى و هشت تن از راويان و ناقلان اين حديث را ذكر كرده و به نقل روايات آنها پرداختهايم كه به تفصيل رجال آن روايات مورد بررسى قرار گرفته و اسانيد آنها تصحيح شده است . « 1 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : نفحات الأزهار 19 / 21 - 237 .