تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
روشن است كه اهل بيت عليهم السلام نيز با رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم در اين تأثير شريكند و اين مقام مقامى است كه خويشاوندان و اصحاب ديگر پيامبر صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم به يك صدم آن هم نمىرسند . بنابراين مباهله بر افضليت اميرالمؤمنين عليه السلام پس از رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم دلالت دارد و به اتفاق همهء مسلمانان شخصى كه بافضيلت‌تر باشد ، براى امامت متعيّن است و اين حقيقتى است كه حتى اشخاص متعصّبى هم‌چون ابن تيميه نيز بدان اقرار و اذعان دارند .

نتيجهء استدلال به آيهء مباهله

نتيجهءنخست استدلال مابه آيهء مباهله وگفتار و رفتار رسول‌خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم آن شد كه خداوند متعال به رسول خويش امر كرد كه على عليه السلام را نفس خويش بنامد تابراى مسلمانان به‌وضوح روشن گردد كه او پس از رسول‌خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم مىآيد و مقام امامت كبرا و ولايت عام پس از ايشان از آن اوست ؛ چرا كه خداوند هرگز به رسول خود امر نمىكند كه فاقد اين مناصب را نفس خويش بنامد . « 1 » نتيجه دوم : آيه مباهله هم‌چنين به روشنى بر مساوات ميان رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم با اميرالمؤمنين عليه السلام دلالت دارد كه در اين زمينه روايات بسيارى مؤيّد آن است كه از جمله مىتوان به روايات زير اشاره نمود : 1 - آن گاه كه بريدة بن حصيب نزد رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم از اميرالمؤمنين عليه السلام شكايت كرد ، حضرتش به وى فرمود :
هامش
( 1 ) . ر . ك : سنن الكبرى : 10 / 120 ؛ تاريخ بغداد : 6 / 183 / ش 3240 ؛ معجم البلدان : 5 / 269 ؛ كنز العمال : 4 / 507 / ش 11500 و 12 / 601 / ش 35879 ؛ فتوح البلدان : 1 / 79 - 80 / ش 205 ؛ الكامل ( ابن اثير ) : 2 / 294 ؛ المصنّف ( ابن أبي شيبة ) : 7 / 483 / ش 37 و 8 / 564 ؛ تاريخ مدينة دمشق : 44 / 364 .