مقابل حتى افراد متعصبى همچون ابن تيميه نيز به حديث ابن عساكر اعتماد و اعتناء نمىكنند ؛ زيرا كه ابن تيميه نيز به دروغ بودن آن آگاهى داشته است . البته سيوطى ، « 1 » شوكانى ، « 2 » و مراغى « 3 » بدون اين كه به دروغ بودن آن اشارهاى كنند ، آن را به نقل از تاريخ مدينة دمشق آوردهاند . با اين وجود آلوسى پس از نقل آن مىنويسد :
وهذا خلاف ما رواه الجمهور ؛ « 4 »
اين بر خلاف چيزى است كه جمهور نقل كردهاند .
علاوه بر آنكه اين حديث خلاف روايات جمهور اهل سنّت است ، از نظر سند و متن نيز مخدوش مىباشد . براى اثبات اين مدّعا شرح حال دو تن از راويان آن را به اجمال بررسى مىكنيم .
1 - سعيد بن عنبسه رازى
در هيچ يك از صحاح ، سنن و كتب معتبر ديگر حديثى از وى نقل نشده است ؛ چرا كه وى در نظر برخى مجهول و از ديدگاه برخى ديگر كذّاب است . ابن ابى حاتم درباره وى مىنويسد :
سعيد بن عنبسة ، أبو عثمان الخزّاز الرازي . . . سمع منه أبي و لم يحدّث عنه ، وقال : « فيه نظر » ؛ « 5 »
هامش
( 1 ) . الدرّ المنثور : 2 / 40 .
( 2 ) . فتح القدير : 1 / 348 .
( 3 ) . تفسير المراغي : 3 / 175 .
( 4 ) . تفسير الآلوسي : 3 / 190 .
( 5 ) . الجرح والتعديل : 4 / 52 / ش 227 . براى اطلاع بيشتر از حال وى ر . ك : لسان الميزان : 3 / 39 / ش 148 ؛ مجمع الزوائد : 2 / 125 ؛ فيض القدير شرح الجامع الصغير : 3 / 612 ، ذيل شماره 3969 ؛ الضعفاء ( عقيلى ) : 4 / 451 / ش 2080 ؛ ميزان الإعتدال : 2 / 154 / ش 3248 .