يحيى بن معين گويد : قابل اعتماد نيست و دروغ مىگويد .
ابوداوود گويد : بسيار دروغگو است .
نسائى و ديگران مىگويند : حديث او متروك است . . . .
مدينى گويد : من [ به نقل ] چيزى از او راضى نيستم . . . .
نسائى مىگويد : هيثم منكر الحديث است . . . .
ابوزرعه نيز مىگويد : او اهميتى ندارد .
عجلى گويد : او بسيار دروغگو است .
ساجى گويد : وى دروغ مىگويد .
احمد گويد : او اخبارى دارد و تدليس مىكند .
حاكم و نقّاش مىگويند : احاديث منكر و غير قابل اعتماد را از افراد ثقه نقل مىكند .
ابن سكن ، ابن شاهين ، ابن جارود و دارقطنى نيز وى را در زمره ضعفا برشمردهاند .
محمود بن غيلان گويد : احمد و يحيى و ابوخيثمه او را از اعتبار انداختهاند .
ابن حجر در ذيل حديثى در لسان الميزان مىنويسد :
كذلك الحديث - لكون الهيثم فيه - جماعة منهم كالطحاوي في « مشكل الحديث » والبيهقي في « السنن » والنقّاش والجوزجاني في ما صنّفا من الموضوعات ؛ « 1 »
به خاطر وجود هيثم در سند حديث ، عدّهاى آن را تكذيب كردهاند ، از جمله طحاوى در « مشكل الحديث » ، بيهقى در « سنن » و نقّاش و جوزجانى در كتابى كه دربارهء احاديث موضوع و جعلى نگاشتهاند .
بنابراين روشن شد كه اين حديث دروغ و جعلى است . از سوى ديگر شخص
هامش
( 1 ) . همان .