تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
به هر روى اين تنها نمونه‌اى از بازىگرى اهل تسنن جهت پرده‌پوشى بدىهاى بزرگان خويش است ، چنان كه آن‌ها با احاديث فضائل اميرالمؤمنين عليه السلام نيز همين كار را مىكنند و اين خود نوعى روش و متد علمى در نزد آنان است .

ادامهء احاديث مربوط به نزول آيهء مباهله دربارهء اهل بيت

غير از روايت مناشدهء اميرالمؤمنين عليه السلام در شوراى شش نفره و روايت ابن سعد ، روايات ديگرى نيز دربارهء نزول آيهء مباهله در منابع اهل تسنن آمده است .

روايت ابن شبه نميرى

ابن شبه ( متوفاى 262 ) مىنويسد : حدّثنا الحزامي ، قال : حدّثنا ابن وهب ، قال : أخبرني الليث بن سعد ، عن من حدّثه ، قال : جاء راهبا نجران إلى النبي صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم يعرض عليهما الإسلام . . . قال : فدعاهما النبيّ صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم إلى المباهلة وأخذ بيد عليّ وفاطمة والحسن والحسين رضي اللَّه عنهم ، فقال أحدهما للآخر : قد أنصفك الرجل . فقالا : لانباهلك ، وأقرّا بالجزية وكرها الإسلام ؛ « 1 » حزامى ، از ابن وهب ، از ليث بن سعد ، از كسى كه از او حديث نقل كرده ، آمده است كه : دو تن از راهبان نجران نزد پيامبر صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم آمدند و اسلام بر آن‌ها عرضه شد . . . راوى مىگويد : پيامبر آن‌ها را به مباهله دعوت كرد و دست على ، فاطمه ، حسن و حسين عليهم السلام را [ براى مباهله ] گرفت . يكى از راهبان به ديگرى گفت : اين مرد [ رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم ] به انصاف رفتار كرد . پس آن دو گفتند : با تو مباهله نمىكنيم و به جزيه تن دادند ، چرا كه اسلام را خوش نداشتند .
هامش
( 1 ) . تاريخ المدينة : 2 / 583 .