كيفر كردارشان مؤاخذهشان كرديم » . « 27 » و نيز :
« خدا قريهاى را مثل مىزند كه امن و آرام بود . روزى مردمش به فراوانى از هر جاى مىرسيد ، امّا كفران نعمت خدا كردند و خدا به كيفر اعمالشان به گرسنگى و وحشت مبتلايشان ساخت » . « 28 » اگر تو نمىدانى كه سبب ابتلاء به بيمارىها ، گناهان است دليل نيست كه روش منحرف خود را ادامه دهى و پىآمدهاى آن روش را تحمل كنى . از حضرت امير المؤمنين در تفسير آيهء «
وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ
» آمده است .
« حتى پيچيدن رك ، و پاى به سنگ برآمدن و لغزش قدم و يا خراش از چوبى هم كه باشد همه در اثر معصيت است » . « 29 » خداوند تعالى همواره گناه را به دست نسبت مىدهد ، زيرا دست آلت بسيارى از / 82 گناهان است و گاه از دست مراد اراده است چنان كه مىگويند اين كار به دست او انجام گرفت يعنى به ارادهء او .
«
لِيُذِيقَهُمْ بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ
- تا به آنان جزاى بعضى از كارهايشان را بچشانند باشد كه باز گردند . » پايان اين آيه به دو حقيقت اشارت دارد .
يكى آن كه خداى تعالى بسيارى از گناهان را مىآمرزد . ولى در عقوبت بعضى از كارها شتاب مىكند . در تعبير قرآن بلاغتى پس نافذ است . وقتى مىگويد تا بعضى از اعمالشان را به آنها بچشاند و نمىگويد تا عقوبت بعضى از اعمالشان را ، مقصود اين است كه همان عمل زشتى كه مرتكب مىشوند خود به صورت عذاب در مىآيد .
هامش
( 27 ) - اعراف / 96 .
( 28 ) - نحل / 112 .
( 29 ) - بحار الانوار ، ج 73 ، ص 374 .