تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
مبعوث شده و دعوت او به قوم خاصى اختصاص ندارد و اين خود دليل صدق رسالت اوست .
« وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشِيراً وَ نَذِيراً
- تو را به پيامبرى نفرستاديم مگر بر همهء مردم مژده دهنده و بيم دهنده . » در اين آيه مژده دادن و بشارت بر بيم دادن مقدم شده ، در حالى كه در بعضى ديگر خلاف اين است . شايد حكمت آن اين باشد كه چون سخن از هدايت انسان باشد لازم است كه انذار يا بيم دادن مقدم باشد ، زيرا به سخن تأثير بيشترى مىبخشد . و اگر سخن از شخصيت پيامبر باشد بشارت مقدم مىشود تا دليل باشد بر اين كه او رحمت عالميان است . اين سؤال پيش مىآيد كه چه كسى است كه بشارت او را به عمل صالح سوق دهد و انذار از گناه باز دارد ؟ او عالم است . آيا علم سبب نمىشود كه انسان به حقايق ايمان بياورد ؟ از اين روى آيات بسيارى هست كه رابطه و علاقهء علم را به ايمان تأكيد مىكند . و مىگويد كه يكى مكمل ديگرى است . بارزترين اين اقوال قول خداى / 470 تعالى است كه « دانشمندان از خدا مىترسند » « 12 » بسيارى از مردم نه به بشارت به رسولان مىپيوندند و نه به انذار . اينان مردمى نادانند . اگر اغلب مردم را كافر ديدى در شگفت مشو و مپندار اين امر به سبب ضعف ادله رسالت است بلكه ايمان نيز مانند علم درجاتى دارد ، درجتى رفيع كه جز اهل صفا و پاكى به آن نرسند . «
وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ
- ولى بيشتر مردم نمىدانند . » پس ايمان نمىآورند . [ 29 ] «
وَ يَقُولُونَ مَتى هذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ
- و مىگويند اگر راست مىگوييد ، اين وعده چه وقت فرا مىرسد . »
هامش
( 12 ) - الفاطر / 28 .