تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
اين پيامبر رحمت را كفار و مشركان از خانهء خود - مكه - راندند . او نخست به طائف رفت در طائف نيز سنگ بر پاهايش زدند تا خونين شد پيامبر چشم در آسمان مىگردانيد و مىگفت : « خداوندا ، قوم مرا هدايت كن ، آنان نمىدانند » . سپس پيروزمندانه به مكه آمد در حالى كه در انديشهء انتقام نبود و گفت : برويد شما آزادشدگان هستيد . اين است پايدارى واقعى كه انسان حتى از لحاظ عاطفى هم مقاومت ورزد . / 358 «
وَ لا تُطِعِ الْكافِرِينَ وَ الْمُنافِقِينَ
- و از كافران و منافقان اطاعت مكن و آزارشان را واگذار . » اما پيامبران از كجا روحيهء استقامت كسب مىكنند ؟ از توكل به خدا . ولى اگر بر خود يا بر ديگران متكى باشد هرگز قادر به تحمل آن نخواهد بود . در خور ملاحظه است كه قرآن امر به توكل مىكند ، هنگامى كه به مسالمت با دشمنان يا صبر در برابر ستم آنها فرمان مىدهد . چنان كه مىفرمايد : « اگر آنان به صلح متمايل شدند تو نيز به صلح بگراى و بر خدا توكل كن » . شايد سبب اين باشد كه مبادرت به حمله بر دشمن بسا در اثر ترس از آنها باشد و هر كس بر خدا توكل كند ترس در دل او نيست . از اين رو به كس تجاوز نمىكند حتى از آنان هم انتقام نمىگيرد ، تا زمانى كه براى ايجاد خطر متشكل نشده باشند . «
وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ كَفى بِاللَّهِ وَكِيلًا
- و بر خدا توكل كن كه خدا كارسازى را بسنده است . » زمانى كه خدا پيامبرش را به توكل فرا مىخواند به همان عبارت « بر خدا توكل كن » اكتفاء نمىكند بلكه جمله « خدا كارسازى را بسنده است » را از پى آن مىآورد و اين بدان سبب است كه نبايد توكل را به اتكاء به اين و آن آميخت . پس زمانى كه صدا به شعار اسلام بر مىداريم نبايد به غرب يا به شرق هم متكى باشيم . هرگز . . . خدا كارسازى و كفايت را بسنده است .