جدايى است در دنيا هم جدايى مىافكند بدين طريق كه منحرفان را هلاك مىسازد و مؤمنان را پيروز مىگرداند . آن سان كه در آيات ( 28 - 30 ) آمده است .
«
أَ وَ لَمْ يَهْدِ لَهُمْ كَمْ أَهْلَكْنا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنَ الْقُرُونِ يَمْشُونَ فِي مَساكِنِهِمْ
- آيا آن همه مردمى را كه پيش از ايشان هلاك كرديم و اكنون اينان در خانههايشان راه مىروند سبب هدايتشان نشد ؟ » سزاوار آن بود كه از اين آثار عبرت مىگرفتند و از خطا كارى پرهيز مىكردند ، تا به چنان سرنوشتى گرفتار نمىآمدند . اين يك نشانهء ظاهرى است و حال آن كه قرآن همه نشانههاى معنوى است كه از حقيقت پرده برمىگيرد ، حقايقى كه بايد شنيد و به آنها عمل كرد .
«
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ أَ فَلا يَسْمَعُونَ
- در اين عبرتهاست چرا نمىشنوند ؟ » چيزهايى است كه به چشمهاى خود مىنگرند و به گوشهاى خود مىشنوند .
ولى آنچه مهم است تعقل در آنهاست و منعكس ساختن آنها در زندگىشان .
/ 238 [ 27 ] نشانههاى عظمت خدا بيرون از وجود و زندگى انسان ، در طبيعت هم بسيار است :
«
أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا نَسُوقُ الْماءَ إِلَى الْأَرْضِ الْجُرُزِ فَنُخْرِجُ بِهِ زَرْعاً تَأْكُلُ مِنْهُ أَنْعامُهُمْ وَ أَنْفُسُهُمْ أَ فَلا يُبْصِرُونَ
- آيا نمىبينيد كه آب را به زمين خشك و بىگياه روانه مىسازيم تا كشتزارها را برويانيم و چارپايان و خودشان از آن بخورند ؟ » آنجا گفت : « چرا نمىشنوند » ؟ زيرا وسيلهاى كه تاريخ را به انسان منتقل مىكند حس شنوايى است و اين جا كه صحبت از شگفتيهاى طبيعت است مىگويد : « آيا نمىبينيد ؟ » .
اين از روشهاى الهى است براى وصول به يقين . او ما را به نظر و تفكر در آيات و علاماتى كه بر گرد ماست فرا مىخواند و همچنين به آنچه از حوادث اجتماعى و تاريخى بر جاى مانده . همان گونه تجليات حكمت حق در طبيعت .
دورى كه باران طى مىكند از آن زمان كه آب دريا به صورت ابر در مىآيد تا آن گاه