فرا گرفتن موج وحشتناك است زيرا معناى ظاهرى آن اين است كه موج از هر سو آنان را فرا مىگيرد . قرآن از موج با صيغهء جمع « ظلل » تعبير مىفرمايد چرا كه موج به صورت پياپى و متراكم است .
«
دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ
- خدا را از روى اخلاص در دين بخوانند . » يعنى از دل و جان تسليم خداى خود مىشوند و آن پردهء غفلت از جلو چشمشان به كنار مىرود و آن عقدههاى نفسانى كه مانع ايمان بودند متلاشى مىگردند . ديگر نه از بتان مىترسند و نه به آنان اميد مىدارند . زيرا در آن ساعت ترسناك ، به هنگامى كه موجها اوج مىگيرند قادر به كارى نيستند ، مرگ روياروى آنهاست .
/ 193 اين حالت براى انسان در اوقات مختلف حاصل مىشود . مثلا وقتى يك آتش سوزى هولناك اتفاق مىافتد يا زمانى كه يكى از عزيزانش به اطاق عمل مىرود و پزشكان مىگويند كه كارى از آنها ساخته نيست . يا هنگامى كه اتوموبيلش در يك جادهء دور افتاده درهم شكسته و او مجروح شده است .
توجه قلب در آن ساعات سختى به خداست و به خدا پناه مىبرد و اين دليل است كه هر چه جز خداست بىاعتبار است . ولى اين ايمان پاك ديرى نمىپايد و با پايان آمدن آن حالت محنت ايمان هم رو به زوال مىنهد .
مردم دو گروهاند : گروهى كه از اين حالات دردناك براى آنها خاطرهاى باقى مىماند و چون به يادشان مىآيد خدا را شكر مىگويند و بر بلاى او صبر مىكنند ، اينان وفا كننده به عهد خويشاند :
«
فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ
- و چون نجاتشان دهد و به خشكى برد برخى به عهد خويش وفا كنند . » چنين كسانى معتدل و وفا كننده به عهد خود هستند .
در نفوس آنها آثار آن شعلهء الهى برجاست شعلهاى كه به هنگام پيوستن به خدا در دلهايشان افروخته شده . بعضى هم منكرانى هستند كه وفا و شكر نعمتها را