كنند يا مسيحى » .
وقتى فرزند با افكار خطا به مقاومت برخيزد توانسته است كه بر آن فطرت رشد و نمو كند . زيرا همين امر او را / 150 از افكار ناپاك و خطا دور نگه مىدارد .
در حديث آمده است :
« سه كس به بهشت داخل نشوند : آن كه قطع رحم كند و آن كه نافرمانى پدر و مادر نمايد و پير مردى كه زنا كند » .
من نمىدانم آنها كه مىگويند بايد به طور مطلق از پدر و مادر اطاعت كرد از كجا چنين مىگويند ، با آن كه نصوص اسلامى كاملا با اين پندار مخالف است .
خداوند فرزند را به شكر و احسان در حق آنها فرمان مىدهد . اما اطاعت براى خداست و براى كسى كه خدا به اطاعت از او فرمان داده است . به عبارت ديگر ولايت پدر و مادر بر فرزند بايد در محدودهء حقوق شرعى باشد . امام صادق ( ع ) مىفرمايد :
« هيچ عبادتى خشنودى خدا را براى صاحب خود از حرمت به پدر و مادر مسلمان تسريع نمىكند . زيرا حق پدر و مادر از حق خداى تعالى مشتق شده است .
البته در صورتى كه پدر و مادر در راه دين گام زنند . آنها نبايد فرزند را از اطاعت خدا به معصيت او سوق دهند و از يقين به شك ببرند و از زهد به دنياپرستى كشانند . و نبايد كه فرزند را به راه خلاف ترغيب كنند . اگر پدر و مادر چنين بودند پس عصيان عليه آن دو اطاعت خداست و اطاعت آن دو معصيت است » . « 12 » اكنون اين سؤال پيش مىآيد كه اگر انسان پدر و مادر مشرك خود را به حال خود رها كند ، به چه كسانى روى آورد ؟ آيه از اين سؤال پاسخ مىدهد :
«
وَ اتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنابَ إِلَيَّ
- و خود راه كسانى را كه به درگاه من باز مىگردند در پيش گير . » اينان اولياءاند و كسانى هستند كه افراد جامعه بايد راه آنان در پيش
هامش
( 12 ) - نور الثقلين ، ج 4 ، ص 202 و 203 .