تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
نيست . امام على بن ابى طالب مىفرمايد : « امر به معروف و نهى از منكر را ترك مكنيد كه بر شما بد سيرتانتان حكومت كنند . آن گاه شما دست به دعا بر مىداريد ولى خدا اجابت نمىكند » . « 15 » «
إِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ
- اين از كارهايى است كه نبايد سهلش انگاشت . » كارهايى كه انسان زندگى شخصى و اجتماعىاش را با آن به ضبط مىآورد . شايد معنى « عزم الامور » كارهايى است كه نياز به عزم راسخ دارد و ارادهء قوى . از چيزهايى كه خدا بر ما واجب گردانيده است . [ 18 ] شكر خداى را به جاى آوردن يعنى اعتراف انسان به اين كه هر قدرت و توانى كه انسان دارد از سوى خداست . پس چرا بايد فخر و مباهات كند ؟ و چرا بايد با ديگران تحدى كند و آنان را به داورى كشد ؟ «
وَ لا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ
- به تكبر از مردم روى مگردان . » روى گردانيدن از ديگران سبب عداوت و كينه‌توزى مىشود . زيرا كسى كه چنين مىكند ، مىخواهد بر آنان بزرگى بفروشد . در حالى كه انسان عاقل و فرزانه همواره مىكوشد كه بر شمار ياران خود بيفزايد . «
وَ لا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحاً
- و به خودپسندى در زمين راه مرو . » يعنى از روى فخر فروشى . از حضرت رسول ( ص ) روايت شده كه : / 154 « هر كس به فخر و مباهات در زمين راه برود زمينى كه در زير پاى اوست و آسمانى كه بالاى سر اوست او را لعنت مىكنند » . « 16 » هر كس جامه‌اى بر تن كند و در آن فخر بفروشد ، خدا او را در آتش سوزان جهنم فرو مىبرد و در آنجا همنشين قارون خواهد بود ، زيرا قارون اولين كسى بود
هامش
( 15 ) - نور الثقلين ، ص 422 . ( 16 ) - همان منبع ، ص 207 .