حضرت باز هم توصيه به مادر كرد . دفعه چهارم پرسيد پيامبر فرمود ، پدرت .
«
وَ فِصالُهُ فِي عامَيْنِ
- و پس از دو سال از شيرش باز گرفت . » / 148 به طور طبيعى پس از ولادت فرزند را دو سال شير مىدهند . در اين مدت كودك تمام نيروى مادرش را مك مىزند . مادر علاوه بر شيرهء جان خويش مهربانى و محبت خود را نيز تقديم او مىكند .
«
أَنِ اشْكُرْ لِي وَ لِوالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ
- و سفارش كرديم كه مرا و پدر و مادرت را شكر گوى كه سرانجام تو نزد من است . » اگر شكر و سپاس نعمت پدر و مادر اداى حق آنهاست پس شكر و سپاس خدا اين است كه انسان حقوق پدر و مادر را در محدودهء اوامر خدا و تعاليم دين او به جاى آورد . شكر پدر و مادر بر فرزند واجب شرعى است . ولى به شرطى كه فرزند استقلال خود را در برابر آنها از دست ندهد كه اين خود بر خلاف روح توحيد است .
توحيد خداوند به اين معنى است كه بدانى كه خداى تعالى صاحب هر نعمتى است پس او را در برابر نعم او شكر گويد و سپاس دارد . در حديث آمده است كه امام صادق ( ع ) گفت :
« خدا به موسى وحى كرد كه اى موسى مرا آن چنان كه شايستهء سپاسگويى من است سپاس گوى . گفت : پروردگارا چگونه تو را آن چنان كه سزاوار تو است سپاس گويم ؟ زيرا هر بار كه تو را سپاس گويم مىدانم كه اين سپاسگويى هم نعمتى است كه تو به من ارزانى داشتهاى . گفت : اى موسى ، اكنون مرا سپاس گفتى كه دانستى كه آن سپاسگويى تو هم نعمتى است كه من به تو دادهام » . « 9 » اما اگر كسى خدا را شكر گويد و پدر مادر را شكر نگويد پس با تعاليم دين خود مخالفت ورزيده است و در نتيجه از محدودهء توحيد خدا بيرون افتاده . و نيز از امام صادق ( ع ) روايت شده :
« خداوند فرمان داد كه او را شكر گويند و پدر و مادر را نيز . پس كسى كه
هامش
( 9 ) - همان منبع ، ص 201 .