در آيهء شريفه تطهير نيز واژهء « اراده » متعلق به خداوند است و اوست كه طهارت اهل بيت را اراده فرموده و آنها را طاهر قرار داده است ، نه اين كه از اهل بيت خواسته كه طهارت داشته باشند . دليل ديگر ارادهء تكوينى آيهء ، دلالت آيه بر عصمت اهل بيت عليهم السلام مىباشد ، چرا كه عصمت اكتسابى نيست ، زيرا خداوند مىفرمايد :
« وَلَوْ لافَضْلُ اللَّه عَلَيْكَ وَرَحْمَتُهُ لَهَمَّتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ يُضِلُّوكَ » ؛ « 1 »
و اگر فضل و رحمت خدا بر تو نبود ، گروهى [ از خائنان ] تصميم داشتند تو را منحرف كنند .
و در جاى ديگر مىفرمايد :
« وَلَوْ لاأَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَليلًا » ؛ « 2 »
و اگر تو را ثابت قدم نمىداشتيم ، همانا نزديك بود اندكى به سوى آنان متمايل شوى .
پس وقتى حقيقت عصمت به لطف و فضل پروردگار عنايتى باشد نه اكتسابى ، احتمال اين كه اراده در اينجا اراده تشريعى باشد از ميان مىرود . « 3 »
معناى « ليذهب عنكم »
« اذهاب » از باب افعال است ، يعنى خداوند متعال در ابتداى خلقت اهل بيت عليهم السلام اراده كرده است كه پليدى را از ايشان دور سازد . اذهاب در اينجا به معناى « دفع » است نه « رفع » .
هامش
( 1 ) . سورهء نساء : آيه 113 .
( 2 ) . سورهء إسراء : آيه 74 .
( 3 ) . به نظر ما شبهه اين كه عصمت اكتسابى باشد ، ناشى از اين است كه براى عصمت مراتب قائل شويم ، همان طورى كه برخى از بزرگان ، حضرتِ سلمان [ محمّدى ] را نيز معصوم شمردهاند ( دلائل الصدق : 5 / 251 ) ؛ ولى اصل مبنا را نمىتوان پذيرفت .